تبليغاتX
... حریم عشق ...




نازنینم ...  

نباشی تو دنیا می خوام نباشه

این روزگار روزگارش سیاه شه

دلم  واسه کی جز خودت فدا شه

نباشی تو دنیا می خوام نباشه

عشق تو آبروی من داشتنت آرزوی من

اسم قشنگت با یه بار همیشه تو گلوی من

جز تو کسی رو ندارم سر روی شونش بذارم

خوت می دونی نازنین که من چقد دوستت دارم

 

 

 

نمی دونم تو کجایی دل تو مال کیه

اون دو تا چشمای نازت حالا تو فال کیه

نمی دونم خالیه دستاتو کی پر می کنه

جای عکس من تو چشمات دیگه چشمای کیه

نمی دونم می دونی دیونتم مثه قدیم

مثه اون لحظه که گفتی حالا عشقو بلدیم

نمی دونم می دونی هنوز چقد دوستت دارم

 هنوزم اسمت میاد به یاد چشمات بیدارم

ناز گلم یادش به خیر خاطره هامون یادته

اون همه دیونگی ها سادگی ها یادته

یادته روزای بارون چقد عاشق می شدیم

 همه دنیات می شدن دوستت دارمت ها یادته؟

 

نوشته ای از یك عاشق به نام :نازنین و علی| پنجشنبه بیست و یکم آبان 1388 | 18:31 | + | موضوع: |

تصور کن...  

تصور کن اگه حتی تصور کردنش سخته

جهانی که هر انسانی تو اون خوشبخت خوشبخته

جهانی که تو اون پول و نژاد و قدرت ارزش نیست

جواب هم صدایی ها  پلیس ضد شورش نیست

نه بمب هسته ای داره نه بمب افکن نه خمپاره

دیگه هیچ بچه ای پاشو روی مین جا نمیذاره

همه آزاد آزادن همه بی درد بی دردن

تو روزنامه نمی خونی نهنگا خودکشی کردن

جهانی رو تصور کن بدون نفرت و باروت

بدون ظلم خودکامه بدون وحشت و تابوت

جهانی رو تصور کن پر از لبخند و آزادی

لبالب از گل و بوسه پر از تکرار آبادی

تصور کن اگه حتی تصور کردنش جرمه

اگه با بردن اسمش گلو پر میشه از سرمه

تصور کن جهانی رو که توش زندان یه افسانست

تمام جنگای دنیا شدن مشمول آتش بس

کسی آقای عالم نیست برابر باهمن مردم

دیگه سهم هر انسانه تن هر دونه ی گندم

بدون مرز و محدوده وطن یعنی همه دنیا

تصور کن تو می تونی بشی تعبیر این رویا

                                                      ..."سیاوش قمیشی"...

 

نوشته ای از یك عاشق به نام :نازنین و علی| دوشنبه ششم مهر 1388 | 20:28 | + | موضوع: |

 

نازنین  جونننم دوستت دارم  

نوشته ای از یك عاشق به نام :نازنین و علی| چهارشنبه بیست و پنجم شهریور 1388 | 14:20 | + | موضوع: |

 

نوشته ای از یك عاشق به نام :نازنین و علی| جمعه سی ام مرداد 1388 | 15:46 | + | موضوع: |

 

چیز قشنگی واستون تو ادامه مطالب گذاشتم حتما نگاه کنین نظر یادتون نره هااااااااااااااا


ادامه مطلب ...
نوشته ای از یك عاشق به نام :نازنین و علی| دوشنبه بیست و ششم مرداد 1388 | 14:53 | + | موضوع: |

 

چرا هیچکی

 نظر نمیده؟ من ... من... من.......گناه دارم.

نوشته ای از یك عاشق به نام :نازنین و علی| دوشنبه بیست و ششم مرداد 1388 | 12:36 | + | موضوع: |

 

سوختم باران بزن شاید تو خاموشم کنی

 

شاید امشب سوزش این زخمها را کم کنی

 

آه باران من سراپای وجودم آتش است

 

پس بزن باران بزن شاید تو خاموشم کنی

نوشته ای از یك عاشق به نام :نازنین و علی| دوشنبه بیست و ششم مرداد 1388 | 12:35 | + | موضوع: |

 



 

نوشته ای از یك عاشق به نام :نازنین و علی| دوشنبه بیست و ششم مرداد 1388 | 12:33 | + | موضوع: |

 

عجب تکلیف بی نهایتی است دوست داشتن

وقتی که دیگر نبود          من به بودنش نیازمند شدم

وقتی که دیگر رفت        من به انتظار آمدنش نشستم

وقتی که دیگر نمی توانست مرا دوست بدارد

من او را دوست داشتم

وقتی که او تمام کرد       من شروع کردم

وقتی او تمام شد           من شروع کردم

و چه سخت است تنها متولد شدن

مثل تنها زندگی کردن

مثل تنها مردن

.... 

 

نوشته ای از یك عاشق به نام :نازنین و علی| دوشنبه بیست و ششم مرداد 1388 | 12:31 | + | موضوع: |

هاله جونم دوستت دارم ...  

نازی عزیزم دوستت دارم منو ببخش ناراحتت کردم به خدا دلم واست تنگ شده بود و ...

اسم خودتون را با حروف انگليسی بنويسيد        بهاربيست       www.bahar20.sub.irاسم خودتون را با حروف انگليسی بنويسيد        بهاربيست       www.bahar20.sub.irاسم خودتون را با حروف انگليسی بنويسيد        بهاربيست       www.bahar20.sub.irاسم خودتون را با حروف انگليسی بنويسيد        بهاربيست       www.bahar20.sub.irاسم خودتون را با حروف انگليسی بنويسيد        بهاربيست       www.bahar20.sub.ir

iاسم خودتون را با حروف انگليسی بنويسيد        بهاربيست       www.bahar20.sub.irاسم خودتون را با حروف انگليسی بنويسيد        بهاربيست       www.bahar20.sub.ir 

نوشته ای از یك عاشق به نام :نازنین و علی| یکشنبه بیست و پنجم مرداد 1388 | 14:8 | + | موضوع: |